تقاضای طلاق از طرف زوجه مستند به سوءرفتار
زوجه اظهار می دارد همسرش هر هفته او را مورد ضرب و جرح قرار می داد لیکن دلیل و مدرکی در این خصوص ارائه نکرده و صرفا یک عدد گواهی پزشکی قانونی ارائه کرده که صدمات آن یک عدد ساییدگی حارصه قدام ساق راست و یک عدد کبودی سطح قدامی ساق راست و یک عدد کبودی بازوی چپ می باشد. این صدمات کافی برای اثبات سوءرفتار و صدور حکم طلاق نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1400/12/14
متن رأی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره * تجدیدنظرخواه: خانم ن. ن. فرزند م. با وکالت اقای ا. ا. فرزند ع. به نشانی * تجدیدنظرخوانده: اقای م. ب. ر. فرزند ع. به نشانی * تجدیدنظر خواسته: طلاق به درخواست زوجه دادگاه با بررسی اوراق پرونده ختم رسیدگی را اعلام و به شرح ذیل اقدام به صدور رای می نماید. رای دادگاه درخصوص تجدیدنظرخواهی خانم ن. ن. فرزند م. با وکالت اقای ا. ا. به طرفیت همسرش اقای م. ب. ر. فرزند ع. نسبت به دادنامه شماره *– 99 مورخ 99/10/10 صادره از شعبه *به شماره بایگانی 9900793 که به موجب ان درخصوص دادخواست تجدیدنظرخواه ( خواهان بدوی ) به خواسته طلاق مطابق بندهای 1 ، 2 و 8 سند ازدواج ، دادگاه محترم بدوی پس از رسیدگی و استماع اظهارات طرفین و وکیل زوجه و ارجاع امر به داوری و وصول نظریه داوران و ملاحظه لوایح مفصل زوج و وکیل زوجه و با توجه به دادنامه مورخه 99/09/20 صادره از شعبه *که نفقه جاریه زوجه را رد نمود و نفقه فرزند ان مشترک را کاهش داد ادله و مدارک خواهان و وکیل او را برای اثبات ادعای خواهان کافی ندانست لذا دعوی خواهان را مردود دانسته حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نموده که با اعتراض زوجه با وکالت اقای ا. ا. پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان ارسال و به شعبه هفتم ارجاع شد. شعبه مرجوع الیه پس از بررسی پرونده های بدوی و تجدیدنظر طی دادنامه شماره 1100 – 99 مورخ 99/11/25 ضمن رد تجدیدنظرخواهی زوجه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. ( صفحه 28 ) و با فرجامخواهی زوجه با وکالت اقای ا. ا. پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و به شعبه محترم چهل و سوم دیوان ارجاع شد که ان شعبه پس از تهیه گزارش از پرونده طی دادنامه شماره 6381 – 1400 مورخ 1400/02/18 و با این استدلال اختصارا ( خواسته طلاق با استناد به بند 1 ، 2 و 8 شروط ضمن عقد یعنی ترک انفاق و ترک زندگی مشترک و سوی رفتار زوج است ، مدتها است.که زوجین جدا زندگی می کنند و دو فرزند مشترک پسر نزد زوجه و دختر نزد زوج است.دادنامه مشعر به محکومیت زوج به پرداخت نفقه ضمیمه است.هر چند دادگاه تجدیدنظر به دلیل عدم تمکین زوجه در ارتباط با نفقه جاریه زوجه حکم به بی حقی صادر و نفقه فرزند ان را نیز کاهش داده زوجه مدعی کراهت از زوج و سوی رفتار وی و به بذل 50 سکه از مهریه که 200 سکه است.رضایت داده ، زوج در ارتباط با تحصیلات دانشگاهی زوجه مشکل دارد. و اینکه این امر بدون اجازه وی می باشد. با نگاهی به کارنامه زندگی مشترک زوجین و جدایی طولانی مدت زوجین و اینکه هر یک یکی از فرزند ان را حضانت می کند و مستنبط از اظهارات زوجه درخصوص کراهت وی از زوج سوی رفتار و ندادن نفقه …. خصوصا جدایی طولانی مدت زوجین قرار مسلم وجود اختلاف در زندگی مشترک زوجین محرز و محقق است.… داوران هم توفیقی در حصول سازش بین زوجین نداشته اند اقتضا ی داشت دادگاه ها باتوجه به تعریفی که قانونگذار در ارتباط با تحقق این بندها به خصوص بند 2 و سوی رفتار زوج ارائه داده با تحقیق در محل زندگی زوجین و اقوام و بستگان انها و خصوصا از طریق مددکاران اجتماعی تحقیقات بیشتری به عمل می اورد … و سپس به صدور رای اقدام می نمود ) رای صادره را به لحاظ ناقص بودن تحقیقات واجد اشکال قانونی شناخته ضمن نقض ان پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادره کننده رای فرجامخواسته ارجاع نمود ( صفحه 54 ) شعبه محترم هفتم تجدیدنظر ضمن تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین و وکیل تجدیدنظرخواه از سازمان *استان *درخواست نمود احد از مددکاران اجتماعی مجرب به محل سکونت زوج مراجعه و از همسایگان و مطلعین درخصوص اختلاف زوجین و اخلاق و رفتار زوج با همسرش تحقیق نماید. و علاوه با زوجین مذاکره حضوری نموده و در ارتباط با اختلاف موجود و علت ان صحبت و درخصوص نحوه رفتار زوج با زوجه و پرداخت نفقه و ترک زندگی مشترک توسط هر یک از زوجین مذاکره و نتیجه را به شعبه گزارش نماید. در جلسه رسیدگی به تاریخ 1400/05/04 صفحه 145 اظهارات طرفین و وکیل زوجه استماع شد ، و نتیجه تحقیقات مددکار اجتماعی تحت نظارت سازمان سازمان **در تاریخ 1400/05/17 به شرح صفحات 149 تا 151 ارسال شد. دادگاه محترم تجدیدنظر پس از استماع اظهارات زوجین و وکیل زوجه و ملاحظه گزارش مددکار اجتماعی نهایتا طی دادنامه شماره 7741 – 1400 مورخ 1400/06/01 و با این استدلال ( که پس از استماع اظهارات زوجین و بررسی محتویات پرونده و ارجاع موضوع به مددکار اجتماعی سازمان *جهت انجام تحقیقات بیشتر و وصول نظریه مددکار اجتماعی که در ان دلیل کافی و متضمن برای اثبات عسر و حرج غیر قابل تحمل در صورت تداوم زوجیت ارائه نشده است.و با توجه به اینکه دادنامه تجدیدنظرخواسته مطابق اصول دادرسی صادر شده و از نظر رعایت مقررات شکلی دادرسی نیز مخدوش نمی باشد. و از ناحیه تجدیدنظرخواه نیز ایراد و یا اعتراضی که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم نماید. به عمل نیامده است ) با رد تجدیدنظرخواهی زوجه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نمود. ( صفحه 154 ) با فرجامخواهی مجدد زوجه با وکالت اقای ا. ا. پرونده مجددا به شعبه *ارسال شد. ان شعبه پس از ملاحظه گزارش قبلی خود و بررسی محتویات پرونده و قرائت گزارش عضو محترم ممیز طی دادنامه شماره 9905 – 1400 مورخ 1400/09/23 و به شرح استدلال اتی به طور اختصار ( علیرغم اظهارات زوج و ابرازی وی از جمله عکسهای خانوادگی اختلافات عمیق و ریشه ای در زندگی مشترک زوجین غیرقابل انکار است.نظرات داوران نیز حکایت از تفاوت فرهنگی و اختلافات ناشی از ان دارد. و همچنین اظهارات شهود و لوایح مفصل زوج و اینکه زوجه تحت تاثیر پدر و رفتار او قرار دارد. و اشتغال زوجه در مغازه که مانع توجه به امور فرزند ان می شود. و توافق نامه مورخ 98/05/14 که به امضای زوجین رسیده و زوج تعهداتی را پذیرفته و وعده زوجین به مراجعه به روان پزشک ، اما اظهارات زوجه در جلسه 1400/05/04 که حاضر به بذل کلیه حق و حقوق قانونی خود در قبال طلاق شده است.و اعلام داشت از همسرم متنفرم و کراهت شدید دارم. و بارها برای مدت های نسبتا طولانی در منزل پدرش بوده است.و خصوصا نظریه تیم تخصصی اداره کل سازمان *استان *که با لحاظ جامع اوضاع و احوال زندگی مشترک زوجین اعلام شده و اصرار شدید زوجه به طلاق ، که استنباط می گردد. زندگی مشترک با زیر ساخت و بنیادهای بی نظیر در زندگی زوجین وجود دارد. و در هر صورت قابل دوام نبوده ) رای فرجامخواسته را نقض پرونده را به شعبه دیگر محاکم تجدیدنظر *ارجاع نمود که به شعبه *ارجاع شد وقت رسیدگی برای تاریخ 1400/12/08 تعیین و طرفین و وکیل زوجه دعوت و قید شد زوجه فرزند ان مشترک را همراه بیاورد و از مجتمع خانواده درخواست شد قاضی مشاور برای حضور در جلسه دادگاه معرفی نماید. اظهارات طرفین و وکیل زوجه و نیز فرزند ان مشترک در جلسه دادگاه استماع شد و سپس قاضی محترم مشاور نظر خود را اعلام نمود با بررسی اوراق پرونده های بدوی و تجدیدنظر و ملاحظه اظهارات زوجین و و وکیل زوجه و فرزند ان مشترک و مدارک و موجود در پرونده ، دادگاه اعتراض زوجه را وارد نمی داند زیرا زوجه به استناد بند 1 ، 2 و 8 شروط عقدنامه ( 1- استکاف شوهر از دادن نفقه زن به مدت 6 ماه و به هر عنوان و عدم امکان الزام او به تادیه نفقه و … 2- سوی رفتار و سوی معاشرت زوج به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیر قابل تحمل نماید. 8- زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند. ) درخواست طلاق نمود لیکن هیچ دلیل و مدرکی بر اثبات و تحقق بندهای استنادی فوق ارائه نکرد ، زیرا درخصوص بند 1 نه تنها دلیل و مدرکی ارائه نکرد بلکه دادنامه شماره 442 – 99 مورخ 99/05/21 شعبه *متضمن محکومیت زوج به پرداخت نفقه معوقه زوجه از تاریخ 99/03/16 لغایت 99/04/04 ( یعنی کمتر از 20 روز ) و رد نفقه جاریه زوجه از تاریخ 99/04/05 به بعد به دلیل امتناع زوجه از تمکین و ادامه زندگی مشترک طی دادنامه شماره 1080 – 99 مورخ 99/09/20 شعبه *تایید شد ( صفحه39 پرونده بدوی ) و علاوه به دلیل همراه بردن فرزند ان مشترک با وجود فراهم بودن منزل و اثاث البیت از سوی زوج نفقه فرزند ان از 850/000 تومان در ماه به 550/000 تومان در ماه کاهش یافته است.و درخصوص بند 2 نیز علیرغم اینکه زوجه در دادخواست تقدیمی ( صفحه 11 ) اظهار داشت همسرش هر چند وقت یکبار او را مورد ضرب و شتم و کتک کاری قرار می داد و در جلسه تجدیدنظر به تاریخ 1400/05/04 ( صفحه 145 ) اظهار داشت همسرش هر هفته او را مورد ضرب و جرح قرار می داد لیکن دلیل و مدرکی در این خصوص ارائه نکرد و صرفا یک عدد گواهی پزشکی قانونی به تاریخ 94/05/06 ارائه کرد ( صفحه 139 ) که صدمات ان یک عدد ساییدگی حارصه قدام ساق راست و یک عدد کبودی سطح قدامی ساق راست و یک عدد کبودی بازوی چپ میباشد. و درخصوص بند 8 محتویات پرونده و اظهارات زوجه و وکیل او و گزارش واحد مددکاری خلاف ادعای زوجه را دلالت دارد. ( یعنی زوج در منزل مشترک حضور دارد. و زوجه از منزل خارج شده ) زیرازوجه در دادخواست تقدیمی اظهار داشت همسرش ماهها است.او و بچه ها را از خانه بیرون کرده و در جلسه دادگاه بدوی 99/09/20 ( صفحه 23 ) اظهار داشت حدود 8 ماه است.که همسرش او را از منزل خودش ( منزل زوجه ) بیرون کرده ، وکیل زوجه نیز در جلسه تجدیدنظر ( شعبه هفتم ) 1400/05/04 ( صفحه 146 ) اظهار داشت بعد از سال و اندی طی سال 97 – 98 که زوج نفقه پرداخت نکرد و منزل را ترک نمود و دوستان و اشنایان زوج توافق نامه ای در مورخه 98/05/14 جهت اشتی دادن زوجین به وساطت تنظیم کردند. که به پرداخت دو میلیون تومان بابت 5 ماه از نفقه موکله را وادار به برگشت به زندگی مشترک نمودند و مددکار اجتماعی در گزارش خود ( صفحه 150 ) اعلام نمود در بازدید به عمل امده از محل زندگی سابق زوجین ( که در حال حاضر زوج در انجا مستقر است ) که مراتب فوق دلالت دارد. زوج زندگی مشترک را ترک نکرده است.در نتیجه با توجه به محتویات پرونده و مداقه در اظهارات طرفین و وکیل زوجه و مدارک و دلایل موجود در پرونده و نظر به اینکه زوجه و وکیل او دلیل و مدرک قانع کننده بر اثبات و تحقق بندهای استنادی شروط ضمن عقد ارائه نکردند. و توجها به نظریه قاضی محترم مشاور که دلایل زوجه را کافی ندانست دادگاه ضمن رد اعتراض و تجدیدنظرخواهی زوجه مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را عینا تایید می نماید. رای صادره به استناد ماده 368 و 397 قانون معنون ظرف بیست روز قابل فرجامخواهی در دیوان محترم عالی کشور می باشد. مستشاران شعبه *: مراد بهبودی م. د. ن.
تحلیل وکیل
با وجود اختلافات عمیق و اصرار زوجه بر جدایی، دادگاه تحقق شروط ادعایی را ثابت ندانست: گواهی پزشکی قانونیِ قدیمی و محدود برای اثبات ضربوجرح مستمر کافی نبود، محکومیت نفقه کمتر از بیست روز را پوشش میداد و گزارش مددکاری نیز ترک منزل از سوی زوج را تأیید نمیکرد. در دعوای طلاق مبتنی بر سوءرفتار، باید استمرار و شدت رفتار با مدارک همزمان، احکام یا شهادت معتبر اثبات شود.

محمد همائیفر
وکیل پایه یک دادگستری